|
شنبه 8 تير 1392برچسب:, :: 22:15 :: نويسنده : مامان نرگس
دیروز داشتم به پسر گلم نگاه میکردم یهو چشمم به پاهاش افتاد وای پاهای عسلکم تاول زده با خودم گفتم یعنی کفشاش براش کوچیک شده خندیدمو گفتم چه زود قرار شد یه کفش جدید براش بخریم برای گل نازم. اما نه امروز دیدم دستاشم تاول زده ،بعد فهمیدم که نه بابا تاول نیست یعنی چی میتونه باشه خیلی نگران شدم خونه خاله معصومه بودیم،خاله معصومه گفت:اگه اشتباه نکنم اینا ابله مرغونه چند ساله پیش نجمه رو هم گرفته بود تا دونه هاش زیاد نشده ببرینش دکتر. بابا جونی حامد تا اومد دنبالم گفتم : میگن حامد ابله مرغون گرفته باید ببریمش دکتر.بعد سریع گاز موتورو گرفتیم واومدیم به طرف خونه،نزدیکای خونه گفتم بیا ببریمش بهداشت شاید اونا هم چیزی بفهمن که چیه..... خلاصه بردیمو گفت نه ابله مرغون نیست. گفتیم : پس چیه؟ گفتن : بیماری ویروسی. چند تا شربت داد گفت اینارو که بخوره زودی خوب میشه نگران نباشین. ان شاءالله زودتر خوب بشی گلکم. خدایا شکرت
![]()
![]() |